| دوست دارم زیر بارون بدوم ولی نمیتونم چون مسخرم میکنن. دوست دارم بدون کاپشن و چتر زیر بارون قدم بزنم ولی نمیتونم چون مسخرم میکنن. دوست دارم زیر بارون بخوابم و داد بزنم ولی نمیتونم چون مسخرم میکنن. دوست دارم اونجوری که دوست دارم زندگی کنم ولی نمیتونم، اینبار کسی مسخرم نمیکنه، اینبار این حق رو بهم میدن. اما زندگی کردن بدون خوابیدن زیر بارون چه ارزشی داره؟ من این زندگی رو نمیخوام.
                             
بس که ديوار دلم کوتاه است هر که از کوچه تنهايي ما مي گذرد به هواي هوسي هم که شده سرکي مي کشد و ميگذرد
|